بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

۲ مطلب با موضوع «مجموعه داستان خارجی» ثبت شده است


مجموعه داستان تا آنگاه که مرگ جدایمان کند


داستان نشان شیطان:


مانند روح نجات یافته ای که نور از حدقه چشمانش می‌تراوید.

موهای لخت فلفل نمکی اش ریخت توی صورتش  / آن مو پس زدن‌های مکرر و لجوجانه.

نور کور کننده ای مثل شمشیر داخل چشمانش و مغزش فرو رفت.


داستان سنگ ها:


قطرات عرق در چاله چوله های صورتش جا خوش کرده بودند.

تخته سنگ ها نور خورشید را باز می‌تاباندند.

هوا از گرما وول می‌زد.


مطالب بیشتر:

تقوا در کلام امیر بیان علیه السلام

مرگ در کلام امیرالمومنین علیه السلام

عاشقانه‌های اربعین


  • رضا کشمیری


کتاب الف (۱۷ داستان کوتاه از بورخس)


پله های فلزی از دیوار بالا می‌رفتند.


احساس ملغمه ای بی معنا.


پلکان های باور نکردنی باژگونه.


خورشید دشت را به تب و تاب انداخته بود.




بیشتر بخوانید:

نظرات حضرت امیر علیه السلام درباره‌ی مرگ


  • رضا کشمیری