بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احمد محمود» ثبت شده است


رمان سه جلدی مدار صفر درجه احمد محمود


صدای خرخر سینه / مثل خدنگ راست و کشیده است.


چندک زده کنار سه فتیله.


صدای خفه و خش دار / نگاه تندش، انگار خون است.


دود غلیظی از شمال شهر، سینه می‌کشد و جلو می‌آید.


بال چشمش را بالا می‌برد و نگاهم می‌کند.


لاستیک ماشین روی آسفالت به غژغژ غیظ آلود مگسی می‌ماند که تابستان پشت توری حبس شده است.


سایه نخل وسط حیاط گشته است و رو دیوار شکسته است.


تو چشمخانه خشک می‌گردد.


صدای مرد بیخ گلویش غلت می‌زند.


حرف مثل سرب مذاب از میان دهانش بیرون می‌ریزد و چکه چکه رو دلم می‌نشیند.


کومه‌ی رخت خواب‌ها / رنگ پالتو خاکستری است اما از چرک ارده‌ای رنگ شده.


هوای شیری رنگ سحر حیاط را پر کرده است.



مطالعه بیشتر:

خاطرات تبلیغی یک طلبه

عاشقانه‌های اربعین


  • رضا کشمیری