بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

بنویس

جملات زیبا، توصیفات جدید ، شخصیت پردازی‌های جذاب و صحنه سازی‌ها ماهرانه از کتاب‌هایی که خوانده‌ام

آخرین نظرات

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب‌های توصیه شده» ثبت شده است

معرفی کوتاه کتاب:

این کتاب خاطرات سردار شهید موسی درویشی نخل ابراهیمی را روایت می‌کند. روایت زندگی خانواده‌ای مجاهد و انقلابی در جزیره هرمز با ۹شهید! آقای عاکف درباره این کتاب می‌گوید: برپهنه آب‌های مواج، دریا صدفی دارد پرهیبت، که هرمز می‌گویندش؛ و هرمز در دل خودش گوهری دارد بس قیمتی. «همرنگ خدا» رنگی از این گوهر را نشان می‌دهد؛ زیبایی‌اش مدهوشت می‌کند!

جملاتی زیبا از کتاب:

آقا موسی یک سلاح داشت که از معنویت و ایمانش ریشه گرفته بود و در تمام عمرش، حتی یک روز ندیدم این سلاح از او جدا شود؛ منطق. آن شب هم کافی بود یک کلمه بگوید فردا این گروه دغل کار و منافق رو با همه بند و بساط‌شون بریزید توی دریا، شک نداشتم همه لبیک می‌گفتند. (ص ۲۶)

اول پاهایم شروع کرد به سوختن، و خیلی زود حرارت رسید به مابقی بدنم و تا صورت و چشم و گوش‌ها و تا مغز سرم را سوزاند! من که تا قبل از آن، دو نفر باید زیر بغل را می‌گرفتند که بتوانم خمیده خمیده راه بروم، ناگهان بلند شدم.

در این لحظه‌ها صدایی شنیدم: صلوات بفرست برادر، قرآن بخون، ذکر بگو تا خدا کمکت کنه بتونی تاب بیاری.

بی‌اختیار داد زدم: خالو موسی!

آقا موسی گفت: ما رو انداختن تو اتاق آهک!

-اتاق آهک؟!! ... (ص ۱۸۱)

قسمتی از وصیّت نامه شهید:

... خوش به حال کسانی که کارت شناسایی شهادت در راه خدا بدست گرفته و با پیکره پاره پاره شان که همان کارت شناسایی آنهاست در پیشگاه خدای خود حضور یابند...

 

مطالب بیشتر:
رضا کشمیری

معرفی کوتاه:

رمانی دوجلدی و بسیار جذاب و پرکشش، شخصیّت‌های متفاوت و پرتحرّک با شخصیّت پردازی فوق‌العاده دقیق و زیبا.بهترین رمان دهه هفتاد البته در  فضای قبل از انقلاب نوشته است. نشر معین به زودی چاپ دوازدهم آن را روانه بازار کتاب می‌کند.

داستان رمان «درخت انجیر معابد» درباره خانواده‌ای است که یکی از این درخت‌ها را در خانه خود دارد و آغاز قصه هم از جایی است که در تلاش برای قطع‌کردن درخت، از تنه‌اش خون جاری می‌شود. در باورهای بومی مردم، این درخت، گیاهی مقدس است.

جملاتی زیبا از کتاب:

باد چند بشکه خالی را از جا می‌کند و تو بلوار می‌غلتاندشان و صداشان مثل توپ می‌ترکد. تا برسند به چمن خروجی مجتمع، باد می‌نشیند و هوا ابری می‌شود. (ص۷۹۴)

می‌نشیند رو دوشک. ملافه چروک شده زیر پایش را با حوصله صاف می‌کند. دستش حائل تن می‌شود تا بخوابد. صدای خرمگس‌ها می آید: «بر شیطان لعنت!» باز می‌نشیند. مچ پایش ذق‌ذق می‌کند. می‌مالدش... (ص۸۲۸)

ساعت چهار بامداد است. سر و صدای لکوموتیو در تونل می‌پیچد. تاریک تاریک است. شعله کبریتی، چند لحظه ، جایی از تاریکی را پس می‌راند و دماغ، لب و چانه مرد جوانی را روشن می‌کند. (ص۸۶۷)

مطالب بیشتر:

رمان ایرانی

زمان خارجی

خانواده پایدار

خاطرات شهدا

رضا کشمیری

معرفی کوتاه:

مردگان باغ سبز» در بستری تاریخی، مبارزه بین قشون شاه و حزب توده را سر مساله آذربایجان و انتخابات پانزدهمین دوره مجلس روایت می کند. چاپ ششم این رمان توسط نشر افق منتشر و راهی بازار نشر شده است. این رمان پیش از این توسط انتشارات سوره مهر تا ۵ نوبت چاپ شده بود.

نظر استاد احمد دهقان: این کتاب بزرگترین شاهکار ادبی در این سال‌های اخیر است که شاید باید سال‌ها بگذرد تا به اهمیت و ارزش ادبی آن پی ببرند.

جملاتی زیبا از کتاب:

یعنی باید باز هم  مرده‌ها را برگرداند به سر جاهاشان، یعنی به قبرهای خیسشان که بی‌نظم و ترتیب و بی آنکه به فکر مردم باشند- از آنها زده‌اند بیرون و هیچ هم فکر نکرده‌اند که اگر شصت پای یکی رفت وردست گل و گردن آن دیگری، آن وقت تکلیف چیست و چه کسی باید جواب گو باشد؟ گیریم که سیل آمده و همه چیز را ویران کرده، اما این که دلیل نمی‌شود، آمده که آمده، خیلی‌ها می‌آیند و می‌روند. (ص ۹۲)

و مادر مثل گنجشک است به گمانم. همیشه رو دیوار یا درخت خانه سروصدا می‌کند بی آن‌‌که به چشم بیاید و فقط وقتی متوجه نبودش می‌شوی که دیگر نیست، که دیگر پریده، که دیگر رفته، که دیگر مرده.(ص ۱۴۵)

کُت کهنه‌ی میران را از تنم درآوردم و توی آن را پر کردم از کلش‌هایی که کم‌تر خیس شده بودند. چند تا سرگین درشت هم پیدا کردم؛ مثل گُل بار ... انگار کُت میران که به تن من گریه می‌کرد به تنها دردی که می‌خورد و خوب هم می‌خورد همین کار بود. گُه‌کشی! (ص ۱۷۱)

آسمان همین‌طور می‌غرید و می‌خروشید و می‌گرومبید و گردناک بود بی‌آن‌که ببارد. (ص ۲۸۵)

صدای قلبم را می‌شنیدم که در گوشم - عین صدای آسیای گازوییلی تاق‌تاق می‌کرد و انگار می‌خواست از سینه‌ام بزند بیرون. (ص ۳۶۵)

مطالب بیشتر:

شطرنج با ماشین قیامت / حبیب احمدزاده

بی‌کتابی / محمدرضا شرفی خبوشان

رضا کشمیری

دُن آرام / میخائیل شولوخوف / جلد سوم و چهارم

در طول حکومت هشتاد ساله ی شوروی «دن آرام» مهم ترین رمانی است که یک بلشویک نوشته است. هنگامی که آخرین جلد این رمان منتشر شد اهالی مسکو شبانه جلوی کتاب فروشی ها صف کشیدند ودر آن دوران میخائیل شولوخوف به قهرمان ملی شوروی تبدیل شده بود. این‌گونه شد که دن آرام ، لقب بزرگترین رمان انقلابی قرن بیستم را به خود اختصاص داد.

جملاتی کاربردی و زیبا از کتاب:

پشه‌ها در علفزار پرده‌ای از ململ کشیده بودند. وزوز تنک لرزانشان دم به دم بیشتر می‌شد. ص ۹۶۰

کرورها پشه کورکورانه دور خودشان چرخک می‌زدند، تو چشم و چار و گوش و دماغ اسب‌ها و سوارها می‌چپیدند.

اسب‌ها جان به لب عطسه می‌زدند و مردها دست و بازو تکان می‌دادند، به خودشان پس گردنی می‌زدند و آتش به آتش سیگار دود می‌کردند.

بوی خاک داغ، بوی باروت توی دماغشان پیچیده بود.

گل و شل خشکیده‌ی دو طرف ردّ چرخ به بارانی که آمده بود شهادت می‌داد.

فلانی با پالتو تا گلو دکمه شده و صورت از سرما عین چغندر و ابروها و سبیل یخ بسته آمد تو. ص۱۱۱۵

گلوله‌ها سوت می‌زد، تق و پوق می‌کرد و تخته‌های کف انبارها و چارچوب دروازه‌ها را می‌پراند. ص۱۱۵۲

دندان‌هایشان تریک تریک به هم می‌خورد.

مطالب بیشتر:

آنک آن یتیم نظر کرده / محمدرضا سرشار

رمان ۴ جلدی دُن آرام – میخائیل شولوخوف

رضا کشمیری

 

معرفی کوتاه: 

داستان درباره سربازی است که به همراه یک ستوان، مامور شده‌اند تا برای دیده‌بانی به کوهی برفی بروند. سرباز رمان«فال خون» در همه مسیر صعب و برفی که به قله کوه ختم می‌شود، مرگ رزمندگان دیگر را به خاطر می‌آورد و موش‌هایی خاکستری که در هورها جنازه آنها را می‌خورده‌اند.‌ انتشارات سوره مهر تاکنون دوازده‌ بار این رمان را در ۱۰۳ صفحه به چاپ رسانده است

جملاتی زیبا از کتاب:

اولین بار بود که دستش به جنازه خیس و لزج می‌خورد. ناگهان سرمای چندش‌آوری استخوان‌هایش را لرزاند.

{ پول خردهایش را درآورد و ریخت روی جعبه، پیش روی ستوان.

- پول دشمن هم که داری!

- برای یادگاری برداشتم، با این انگشتر.

دستش را جلو آورد و انگشتر فیروزه‌اش را نشان داد.

- بچه‌ها جنازه‌ها را لخت می‌کنند. من فقط از این انگشتر خوشم آمد. پول خردهایش ریخته بود زمین؛ یک بچه دوازده سیزده ساله. ص ۳۰ }


مطالب بیشتر:

سنگی که نیفتاد / محمدعلی رکنی

رمان سال‌های ابری / علی اشرف درویشیان

عاشقانه‌های اربعین

رضا کشمیری

معرفی کوتاه:

 رمانی درباره دوران دفاع مقدس در برف و کوران غرب کشور ،  با خواندن کتاب سرمایتان می‌شود و لرز می‌کنید! گاهی در خون دلمه شده و برف یخ‌زده غوطه‌ور می‌شوید و حالتان ناسور می‌شود. فضاسازی ماهرانه و شخصیت‌های مختلف و پر ماجرا دارد. از بهرام بذلوگو بگیر تا آق‌ماشال خر باهوش و زرنگ و جنگ دیده. انتشارات نیستان این کتاب را در ۲۳۶ صفحه به چاپ رسانده است.

جملاتی زیبا از کتاب:

دنیا رقاصه است که جلوی هرکس یک مدت می ماند و یک دفعه بدون آن که انتظارش را داشته باشی می رود.

 چای و عشق وقتی که داغ هستند می‌چسبند .

 برادرا ، همه تان می دانید که من نه سخنرانم و نه می توانم خوب حرف بزنم ولی آن قدر می فهمم که این خدا تا حالا صد و بیست و چهار هزار پیغمبر و دوزاده امام را به کشتن داده ، پس توقع نداشته باشید که به شاخ شکسته هایی مثل من و شما رحم کند.

اولین جا که ستون ایستاد، کره‌الاغ چپید زیر سینه‌ی مادره. هول‌هولکی توی تاریکی یکی از ممه‌ها را پیدا کرد و مثل از قطحی درآمده‌ها، آن را به دهان گرفت و شروع کرد به مک زدن.


مطالب بیشتر:
رضا کشمیری



دشت شقایق ها / محمد رضا بایرامی


معرفی کوتاه:

 این کتاب یادداشت های یک سرباز وظیفه در دوران جنگ تحمیلی است از تاریخ چهار شنبه ۲۴ تیر ۶۶ تا شنبه ۲۹ اسفند ۶۶ . و کار را تمام می‌کند با این جمله: می‌روم تا ببینم بهار، در سرزمین شقایقها چگونه از راه می‌رسد.

انتشارات سوره مهر تا کنون یازده بار این کتاب را در ۱۳۸ صفحه چاپ کرده است.

عباراتی زیبا از کتاب:

طبیعت روز به روز زیباتر می‌شود. حالا همه جا پر از گلهای خودرو شده است. گلهای صدرنگ ، صورتی لطیف ، آبی تند ، بنفش خیال انگیز ، زرد رویایی ، سفید آرام بخش و ... از بینشان فقط شقایقهای وحشی و سرخ را به اسم می‌شناسم. که عجیب زیادند و خرمن خرمن ، اینجا و آنجا ، دیده می‌شوند. و من در پای هر کدامشان شهید عزیزی را می‌بینم، خفته در خاک. پس هر شقایق در نظر من پرچم سرخی است روییده ازخون و تا پرچم برپاست دل گرم است به تدوام کارزار.


قطار  از نفس می‌افتد، حالا دارد مورچه سوار می‌رود.


دشت زیبایی خیره کننده‌ای پیدا کرده است؛ دشت هزار رنگ، هزار بو.


مطالعه بیشتر:

جنس عجیبی دارد این نمکدان حسین علیه السلام

رضا کشمیری


  مهمترین کتاب هایی که رهبر عزیز انقلاب در کتاب «من و کتاب» توصیه فرمودند:


۱- کتاب همپای صاعقه از بهزاد و علی بابایی / فرمودند ده ها کتاب و فیلم نامه و زندگی نامه می‌توانداز آن استخراج شود.


۲-  خداحافظ کرخه / داود امیریان / رهبری از نویسنده خیلی تعریف کردند با اینکه سن و سال کمی دارد اما قلمی پخته و توانا دارد.

 

۳- کتاب خاطرات مستوفی / خیلی خوب اما خیال پردازی و جنبه قصه ندارد.


۴- کتاب یاد یاران / حمید داود آبادی / رهبری: متن همراه با طنز بسیار کار را شیرین تر از موارد مشابه کرده است 


۵- دشت شقایق ها / محمد رضا بایرامی / رهبری: کتاب را یک نفسه خواندم.



مطالعه بیشتر:

خانواده پایدار

خاطرات شهدا


رضا کشمیری


دُن آرام جلد اول  میخائیل شولوخوف


کلوخ های خاک یخ زده از زیر پاهاشان در می‌رفت و غبار پوک برف به هوا می‌پاشید.


توی سرما از کله‌ی تاس تپه بخار بلند می‌شد.


مطالب بیشتر:

مجموعه داستان ایرانی


رضا کشمیری

بسم الله الرحمن الرحیم




کتاب‌هایی که رهبر معظم انقلاب آیه الله العظمی خامنه‌ای توصیه فرمودند:


۱-  رمان دن آرام شوخولوف روسی


۲-  کتاب مهاتما گاندی و کتاب جان شیفته از رومن رولان

رضا کشمیری